آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

665

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

حق است ، پس چند دينار از كمر بركشيد و به او داده ، راه خود پيش گرفت . دولت ساسانى با وجود معايب و نواقصى كه داشت ، بنايى عظيم كاخى باشكوه بود . انهدام آن نشانه ختم دوره قديم و شروع قرون وسطاى تاريخ ايران و آسياى غربى است . نويسندگان عرب دولت ساسانى را ، كه سرمشق سياست دول مشرقى بوده ، با تمجيد و تحسين ميستايند ، و ملت ايران را ببزرگى نام مىبرند . ابو الفدا گويد « 1 » : « همه اقوام متفقند ، كه پادشاهان ايران بزرگترين سلاطين جهان بودند ، عقل و فكر و تدبيرى بكمال داشتند ، و از حيث جهاندارى هيچيك از شاهان جهان را با آنان برابر نتوان كرد » . و در خلاصة العجايب ( ؟ ) « 2 » اين عبارت ستايش‌آميز مندرج است : « همه اقوام جهان برترى ايرانيان را اذعان داشتند ، خاصه در كمال دولت ، و تدابير عاليه جنگى ، و هنر رنگ‌آميزى ، و تهيه طعام ، و تركيب دوا ، و طرز پوشيدن جامه ، و تأسيسات ايالات ، و مراقبت در نهادن هر چيز به مكان خود ، و شعر ، و ترسل ، و نطق ، و خطابه ، و قوت عقل ، و كمال پاكيزگى ، و درستكارى ، و ستايشى كه از پادشاهان خود مىكردند . در همه اين مسائل برترى ايرانيان بر اقوام جهان مسلم بود . تاريخ اين قوم سرمشق كسانى است ، كه پس از آنان بنظم ممالك ميپردازند » . ايرانيان ، در طى قرون متمادى ، مقام پيشوايى معنوى خود را در ميان ملل اسلامى نگاهداشتند ، اما نيروى خلقى و سياسى آنان بعد از سقوط دولت ساسانى خيلى ضعيف شد . سبب اين ضعف ، چنان كه بعضى پنداشته‌اند ، اين نيست ، كه اسلام از حيث استوارى مبانى اخلاقى كمتر از دين پارسى بوده است ، بلكه يكى از علل انحطاط ملت ايران وضع حكومت عامه است ، كه با اسلام برقرار

--> ( 1 ) - تاريخ قبل از اسلام . Hist . anteislam ، چاپ فليشر ، ص 150 . ( 2 ) - ترجمه كارادوو Carra de Vaux ، ص 29 - 128 .